X
تبلیغات
•❤•.¸✿¸.•❤•نژلا•❤•.¸✿¸.•❤•

•❤•.¸✿¸.•❤•نژلا•❤•.¸✿¸.•❤•

نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1392ساعت 10:46 توسط سادنا

 

جمهوری اسلامی ایرانجمهوری اسلامی ایرانجمهوری اسلامی ایران
نوشته شده در سه شنبه دوم آبان 1391ساعت 12:16 توسط سادنا|

سلام

 

امیدوارم حلالم کنید 

 

برای همیشه خداحافظ

نوشته شده در سه شنبه هشتم بهمن 1392ساعت 23:43 توسط سادنا|

پدر به تازگی کارش را از دست داده بود و نمی‌توانست هزینه جراحی پرخرج برادر را


بپردازد. سارا شنید که پدر آهسته به مادر گفت: فقط معجزه می‌تواند پسرمان را نجات


دهد. سارا با ناراحتی به اتاق خوابش رفت و از زیر تخت قلک کوچکش را در


آورد. قلک را شکست، سکه‌ها را روی تخت ریخت و آنها را شمرد


فقط پنج دلار!


بعد آهسته از در عقبی خانه خارج شد و چند کوچه بالاتر به داروخانه رفت.


جلوی پیشخوان انتظار کشید تا داروساز به او توجه کند ولی داروساز سرش


شلوغ‌تر از آن بودکه متوجه بچه‌ای هشت ساله شود. دخترک پاهایش را به


هم می‌زد و سرفه می‌کرد ولی داروساز توجهی نمی‌کرد. بالاخره حوصله


سارا سر رفت و سکه‌ها را محکم روی شیشه پیشخوان ریخت.....


داروساز جا خورد، رو به دخترک کرد و گفت: چه می‌خواهی؟


دخترک جواب داد:‌ برادرم خیلی مریض است، میخواهم معجزه بخرم.


داروساز با تعجب پرسید: ببخشید؟!


دخترک توضیح داد: برادر کوچک من، داخل سرش چیزی رفته و بابایم


می‌گوید که فقط معجزه می تواند او را نجات دهد. من میخواهم


معجزه بخرم، قیمتش چند است؟!


داروساز گفت: متأسفم دختر جان، ولی ما اینجا معجزه نمی‌فروشیم.


چشمان دخترک پر از اشک شد و گفت: شما را به خدا، او خیلی


مریض است، بابایم پول ندارد تا معجزه بخرد این هم تمام پول من است


من کجا می‌توانم معجزه بخرم؟


مردی که گوشه ایستاده بود و لباس تمیز و مرتبی داشت،


از دخترک پرسید چقدر پول داری؟


دخترک پولها را کف دستش ریخت و به مرد نشان داد. مرد لبخندی زد و


گفت: آه چه جالب


فکر می‌کنم این پول برای خرید معجزه برادرت کافی باشد!


بعد به آرامی دست او را گرفت و گفت:‌ من میخواهم برادر و والدینت را


ببینم، فکر می‌کنم معجزه برادرت پیش من باشد.


آن مرد دکتر آرمسترانگ فوق تخصص مغز و اعصاب در شیکاگو بود...


فردای آن روز عمل جراحی روی مغز پسرک با موفقیت انجام شد


و او از مرگ نجات یافت


پس از جراحی، پدر نزد دکتر رفت و گفت: از شما متشکرم، نجات پسرم یک


معجزه واقعی بود. می‌خواهم بدانم بابت هزینه عمل جراحی


چقدر باید پرداخت کنم؟


"دکتر لبخندی زد و گفت:‌ فقط پنج دلار..."

نوشته شده در دوشنبه هفتم بهمن 1392ساعت 22:44 توسط سادنا|

نوشته شده در دوشنبه هفتم بهمن 1392ساعت 22:42 توسط سادنا|

افسران - حزب الله

نوشته شده در یکشنبه ششم بهمن 1392ساعت 23:28 توسط سادنا|


http://s2.picofile.com/file/7673811719/rahimpour.jpg

فرهنگ مذکر، ادبیات مذکر، صدای کلفت عربده کشی و زور بازو

را ملاک های انسانی بدانند. این در درجه اول توهین به زن است.

دکتر رحیم ﭘور ازغدی: بزرگترین تحقیری که نسبت به زن شده و

می شود ولو تحت نام بزرگداشت زن، این است که او را با

ﺧصلت های مردانه بسنجند و معیار مردانی را معیار

ارزش انسانی بدانند و به زن تلقین کنند که تو باید به

ﺧصلت های مردانه برسی تا به ارزش برسی.

نوشته شده در یکشنبه ششم بهمن 1392ساعت 2:10 توسط سادنا|

پدرم حرف خوبي مي زند،

"دخترم
افراد بي حجاب مانند زباله بر روي آب ند

هميشه نمایان و ...

هر قدر هم كه كم باشند

باز هم معلوم ند

اما با حجاب ها

مانند آب زلال

و پاك..."


نوشته شده در یکشنبه ششم بهمن 1392ساعت 1:48 توسط سادنا|

حضرت محمد (ص) می فرمایند:

هیچ بنده ای نیست که به اوقات نماز و مکان خورشید در آسمان دقت داشته باشد مگر اینکه من سه چیز را برای او تضمین میکنم:

از بین رفتن سختی ها و گرفتاری ها ،آسایش و خوشی هنگام فوت کردن و نجات از آتش

نماز اول وقت

نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم دی 1392ساعت 12:10 توسط سادنا|

http://baham91.ir/wp-content/uploads/2013/05/siEXr5_535.jpg

نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم دی 1392ساعت 12:9 توسط سادنا|


آخرين مطالب
» عظمت زن
» ****
» خداحافظ
» خرید معجزه و نجات کودک....
» مصیبت
» حزب الله از دیدگاه شهید رجایی
» هیچ وقت اجازه ندهید شما را با ملاکهای مردانه بسنجند
» زلال و پاک
» نماز اول وقت
» شعری که آیت الله بهجت زیر لب زمزمه میکردند

Design By : RoozGozar.com

آرشيو سايت

پيوند ها

اختصاصی ويژه

طراح قالب

امكانات سايت